اطلاعاتی در مورد کشور اسرائیل

مطالب ذیل در مورد رژیم صهیونیستی(اسراییل) بهیج وجه به معنی تایید سیاستهای ستمکارانه حاکمان ان نیست وتنهامطالبی در مورد قابلیهای کشاورزی وصنعتی اسراییل است تا با مقایسه ان با بعضی کشورهای اسلامی نقاط ضعف خود را شناخنه وبادرایت کامل به مقابله با اسراییل بپردازیم دربعضی قسمتها از کلمه استقلال اسراییل استفاده شده که معنی ان زمان تشکیل اسراییل است با توجه به انکه مطالب این مقاله از یک سایت بسیار معتبر خارجی گرفته شده ودرباره هریک از کشورها مطالب کاملی بدون حب وبغض بیان میکنند بنباریان ازبعضی کلماتی استفاده شده که مطلوب مردم ایران نیست بنابراین مطالب ذیل بهیج وجه بمعنی تایید اشغال سرزمین فلسطین واقدامات جنایتکارانه اسراییل نیست

 اطلاعاتی در مورد کشور اسرائیل

 

اسرائیل سرزمین کوچکی است که نه فقط با خشک سالی های پیاپی و کمبود باران روبرو میباشد، بلکه شوربختانه فاقد هر گونه منابع طبیعی و معادن عمده است و علیرغم همه حفاریهای آزمایشی و بررسیهای علمی، هنوز منابع نفت و گاز طبیعی نیز در این کشور یافت نشده است. علیرغم این واقعیت، اسرائیل دارای صنایع پیشرفته و یک اقتصاد مدرن است که مورد تحسین جهانیان قرار دارد. اسرائیلیان با کمک علم و دانش توانسته اند بر مشکلات ناشی از کوچک بودن کشور و نبود ثروتهای طبیعی غلبه یابند و کاستیها را جبران کنند.

سوسیالیسم در سالهای نخست

پیش ازتشکیل و در سالهای نخست موجودیت اسرائیل، شیوه سوسیالیستی در اقتصاد کشور حکمفرما بود و قوانین بسیاری برای حمایت از قشر کارگر و آسیب پذیر به اجرا گذاشته میشد که موجب میگردید سرمایه داران خصوصی رغبت چندانی به سرمایه گذاری در اسرائیل نشان ندهند. دولت ابتکار عمل را در بسیاری از رشته های صنعتی و اقتصادی به عهده داشت و بخشی از اقتصاد کشور نیز به صورت اشتراکی (کیبوتس- קיבוץ) و تعاونی (מושב- موشاو) و شرکتهای تعاونی در رشته های مختلف، اداره میشد.

در سال های پیش از تشکیل تا دهه ۷۰ میلادی، اتحادیه کل کارگران اسرائیل (هیستدروت-הסתדרות) یک سازمان بسیار قوی بود که خود به تاسیس صنایع نیز میپرداخت. هیستدروت همچنین دارای بزرگترین شرکت راه و ساختمان (سولل بونه- סולל בונה) و بزرگترین شرکت احداث واحدهای مسکونی (شیکون عودیم- שיכון עובדים)، یکی از بزرگترین بانکهای کشور (بانک هپوعلیم- בנק הפועלים) و دو شرکت عمده مسافربری (اگد- אגד و دان- דן) و بزرگترین شرکت کشتیرانی اسرائیل (صیم-צים) بود. همچنین هیستدروت دارای بزرگترین سازمان بیمه بهداشتی (کوپت خولیم- קופת חולים) و صندوق بازنشستگی و صنایع سنگین (شرکت کور- כור) بود.

تا هنگامی که اسرائیل به دوبارتشکیل ه دست یافت، هیستدروت عملا” یک دولت موقت بود که همه خدمات نامبرده را در دست خود متمرکز ساخته و انجام میداد. ولی پس از ،تشکیل هیستدروت بتدریج این نقش را از دست داد و بسیاری از رشته های فعالیت آن به بخش خصوصی انتقال یافت و قرار است در سالهای آینده بقیه آن نیز به بخش خصوصی واگذار شود.

اسرائیل در سالهای اخیر از سیاست اقتصاد آزاد پیروی میکند و آن را شیوه مناسب تری برای پیشرفت و تعالی کشور میداند – به موازات آن از قدرت هیستدروت در اقتصاد و امور سیاسی کشور به میزان زیادی کاسته شده است. اخیرا دبیر کل هیستدروت عامیر پرتس (עמיר פרץ) به رهبری حزب کارگر اسرائیل (מפלגת עבודה) رسید و رهبری این بزرگترین اتحادیه کارگری اسرائیل را به دیگری سپرد.

تنوع رشته های اقتصادی

با اعلام تشکیل اسر ائیل، موج مهاجرت به سوی این کشور آغاز شد و در دو سال اول استقلال ، جمعیت کشور (که ۶۶۰ هزار نفر بود) دو برابر گردید. اسرائیل به هدف تامین کار و مسکن و خدمات برای این شهروندان نیاز به سرمایه های کلان داشت که به ابتکار داوید بن گورین (דוד בן-גוריון) رهبر اسرائیل، تامین سرمایه از طریق فروش اوراق قرضه ملی در بین یهودیان جهان آغاز گردید. همزمان، توسط هیستدروت و دولت و سازمانهای خصوصی احداث کارخانجات و صنایع نیز شروع شد و امروز رشته های مختلفی را دربر میگیرد.

از آنجا که اسرائیل فاقد معادن و منابع طبیعی میباشد، تولیدات صنعتی اسرائیل بیشتر متوجه رشته هائی گردید که به مواد خام نیاز چندانی ندارد- از این رو، در حالیکه صنایع فلز سازی در اسرائیل بسیار محدود است، ولی صنایع دیگری چون سیمان، مواد شیمیائی، پلاستیک، محصولات الکترونی، الماس، نساجی، پوشاک، صادرات گل و مواد غذائی بوجود آمده است. اسرائیل همچنین در زمینه صنایع پیشرفته کامپیوتری و مد لباس نیز پیشرفتهای چشمگیری داشته است.

یکی دیگر از منابع درآمد اسرائیل توریسم است. برای این منظور هتلهای بسیاری در شهرهای عمده اسرائیل برپا گردیده و جاذبه های توریستی متعددی به وجود آمده است. این واقعیت که اسرائیل یک سرزمین تاریخی است و در آن اماکن مقدس و مهمی برای یهودیان، مسیحیان و مسلمانان وجود دارد، جاذبه های توریستی این کشور را افزایش میدهد. ولی در سالهای اخیر وقوع انتقاضه مسلحانه فلسطینیها به صنعت گردشگری در اسرائیل آسیب جدی وارد آورد که در یک سال اخیر تا حدودی به حال عادی بازگشته- ولی دائما” در حال نوسان است.

در سالهای نخست تشکیل اسرائیل، ممالک عربی که موجودیت کشور یهود را انکار میکردند، نه تنها داد و ستد با اسرائیل را تحریم کرده و خرید کالاهای این کشور را ممنوع ساخته بودند، بلکه میکوشیدند از داد و ستد بازرگانی هر کشور دیگری با اسرائیل نیز جلوگیری کنند تا نگذارند اقتصاد و صنایع این کشور رشد کند. این شیوه مبارزه، نه تنها نتوانست رشد صنایع و تولیدات اسرائیلی را در نطفه خفه کند، بلکه عملا” موجب شکوفائی هرچه بیشتر آن گردید، زیرا اسرائیلیان برای ورود به بازار جهانی و موفقیت بیشتر در آن، به تلاشهای گسترده تری پرداختند و دستآوردهای بزرگتری داشتند.

صنایع اسرائیل

امروز اسرائیل دارای یکی از پیشرفته ترین صنایع جهان است که بر اساس دانش و تکنولوژی استوار میباشد و مواد خام کمتری برای تولیدات آن بکار برده میشود. بسیاری از محصولات مورد نیاز مردم اسرائیل در داخل کشور تولید میشود- ولی بعلت کمبود مواد خام، اسرائیل ناچار است هر سال کمی بیشتر از درآمد صادراتی خود را صرف خرید کالا و مواد خام از خارج از کشور کند و همیشه از این نظر ارز خارجی نگاهداری میکند تا در شرائط اضطراری و پیش بینی نشده، اوضاع کشور فلج نگردد.

اسرائیل هر سال حدود ۳۰ میلیارد دلار صادرات کالا دارد که بیش از نیمی از آن تولیدات صنعتی می باشد. صادرات الماس یکی از رشته های پردرآمد صنعتی کشور است و با آنکه اسرائیل الماس خام ندارد، آن را از کشورهای دیگر وارد کرده و پس از صیقل دادن دوباره صادر میکند. اسرائیل بزرگترین صادر کننده الماس در سراسر جهان محسوب می شود و هر سال حدود ۸ میلیارد دلار الماس به کشورهای دیگر می فروشد.

اسرائیل همچنین برای پیشبرد علمی و صنعتی خود هر سال حدود ۴ درصد از درآمد تولیدات ناخالص خود را برای تحقیقات و اختراعات اختصاص میدهد و از این نظر در ردیف کشورهای پیشرفته جهان قرار دارد.

تحقیقات علمی و صنعتی دراسرائیل در دانشگاههای کشور، مراکز پژوهشی و تحقیقاتی و مراکز پزشکی و نظامی به عمل میآید. بخش خصوصی نیز تا حدودی به این نوع تحقیقات می پردازد- تا اسرائیل هر سال بتواند کالاهای تازه ای را با کیفیت بالا به بازار بفرستد.

صنایع پیشرفته علمی

اسرائیل از همان نخستین دوران تشکیل خویش، پیشرفت در زمینه علمی و صنایع پیشرفته الکترونیک (های- تک) را یکی از هدف های اصلی خود قرار داد. یکی از ویژه گی های این نوع صنایع آن است که به مواد خام تقریبا” نیازی ندارد. همچنین این صنایع به تعداد زیادی کارگر محتاج نیست.

مزد کارگر در اسرائیل از بسیاری از کشورهای خاورمیانه و آسیا به میزان چشمگیری بالاتر است و از این رو اسرائیل همیشه به دنبال صنایع و تولیداتی است که نه تنها مواد خام زیاد نمی خواهد، بلکه به نیروی کارگر زیاد نیز نیاز ندارد- و از این رو صنایع علمی (های تک) در اسرائیل پیشرفت چشمگیری داشته و اسرائیل از نظر صنایع کامپیوتری در ردیف چند کشور بزرگ جهان قرار دارد.

علاوه بر این، اسرائیل در زمنیه صنایع الکترونی، بیوتکنولوژی و ارتباطات ماهواره ای و بیسیم و همچنین تولید نرم افزارهای کامپیوتری، یکی از معدود کشورهای پیشرفته جهان محسوب میشود.

صادرات علمی و کامپیوتری اسرائیل هر سال بر ۱۵ میلیارد دلار و بیشتر بالغ میشود که بطور نسبی در کمتر کشور جهان نظیر دارد. تعداد شرکت های کامپیوتری که در اسرائیل برپا میشود در مقایسه با بسیاری دیگر از کشورهای جهان در ردیف بسیار بالائی قرار دارد.

تولید و بهینه سازی هواپیما

یکی از صنایع مورد افتخار اسرائیل تولید هواپیما و بهینه سازی آن است. کارخانجات صنایع هواپیمائیاسرائیل به تولید هواپیماهای بدون خلبان (پهپاد) و همچنین هواپیماهای اطلاعاتی (رادار پرنده) و انواع هواپیماهای کوچک می پردازد و تعمیر و بهینه سازی هواپیماهای بسیاری کشورهای دیگر را نیز به عهده دارد.

صنایع نظامی اسرائیل نیز یکی از پیشرفته ترین ها در نوع خود محسوب میشود. در این صنایع چند نوع موشک، تانک، انواع رادار و دستگاه های پیشرفته الکترونی تولید میشود که کشورهای بزرگ و کوچک جهان خریدار آن هستند. در سال های اخیر صنایع نظامی اسرائیل با تولیدات نظامی ایالات متحده نیز رقابت می کند و موجب اعتراض برخی کارخانه های آمریکائی شده است.

اسرائیل در زمینه تولید ماهواره های اطلاعاتی و مخابراتی نیز مقام خوبی در جهان دارد و در برخی زمینه ها در ردیف اول جهان قرار گرفته است.

شمار قابل توجهی از مهاجرانی که در ده سال اخیر از جمهوری های شوروی پیشین به اسرائیل مهاجرت کرده اند، دارای تحصیلات عالی در زمینه کامپیوتر و الکترونیک هستند- که این، در پیشرفت علمی و صنعتی اسرائیل بسیار موثر بوده است.

تجارت خارجی و توریسم

اسرائیل تقریبا” از همه کشورهای دنیا کالا یا مواد خام می خرد و محصولات خود را به اکثر کشورهای دنیا (و حتی برخی کشورهای عرب) می فروشد. ولی مشتریان اصلی کالاهای تولیدی در اسرائیل، کشورهای پیشرفته اروپا و آمریکا هستند، زیرا تولیدات اسرائیل در سطح خیلی بالائی قرار دارد که برای کشورهای عقب مانده و یا در حال توسعه چندان مناسب نیست. ۴۲ درصد از واردات اسرائیل و ۲۶ درصد از صادرات آن با کشورهای عضو اتحادیه اروپا رد و بدل میشود که حدود ۳۰ سال پیش یک قرارداد بازرگانی آزاد با اسرائیل امضا کردند و موجب پیشرفت سریع اقتصاد این کشور شدند.

حدود ده سال پیش یک قرارداد بازرگانی آزاد نیز بین اسرائیل و ایالات متحده امضا شد که موجب رونق داد و ستد بین دو کشور گردید. اسرائیل اکنون حدود ۳۸ درصد از صادرات خود را به ایالات متحده می فروشد و حدود ۲۰ درصد از واردات خود را از آن کشور خریداری می کند.

صنعت گردشگری نیز در اسرائیل گسترش چشمگیری داشته و اگر اوضاع امنیتی کشور کمی آرام تر بود، توریسم می توانست بیش از پیش گسترش یابد. در سال ۲۰۰۰ شمار جهانگردانی که به اسرائیل آمدند از ۴ر۲ میلیون نفر فراتر رفت- ولی با آغاز انتفاضۀ فلسطینی و ناآرامی های ناشی از آن، شمار جهانگردان رو به کاهش رفت و حتی به زیر یک میلیون نفر سقوط کرد. ولی در سال ۲۰۰۵ با برقراری آرامش نسبی، ورود جهانگردان به اسرائیل به تدریج افزایش یافت و به سطح قابل توجهی رسید.

۵۴ درصد از موج گردشگری در اسرائیل از کشورهای اروپای غربی است و ۲۸ درصد از توریست ها آمریکائی می باشند و آسیائی ها تنها ۱۰ درصد از گردشگران در اسرائیل را تشکیل می دهند.

درآمد سرانه اسرائیل

درآمد سرانه در اسرائیل به نسبت تولیدات ناخالص ملی به حدود ۱۸ هزار دلار در سال میرسد که اسرائیل را از کشورهای در حال رشد دور ساخته و آن را به اکثر کشورهای اروپائی نزدیک کرده است.

در سال های پیش از اعتراضات فلسطینی ها علیه اسرائیل (موسوم به انتفاضه)، یعنی در فاصله سال های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ میلادی، اسرائیل دارای یکی از بزرگترین نرخ های رشد ملی بود که به طور متوسط به ۶ درصد در سال می رسید. ولی پس از آغاز انتفاضه این رشد در سال ۱۹۹۸ به ۲ درصد سقوط کرد- اما در سال ۲۰۰۰ بالا رفت و به ۹ر۵ درصد رسید. سال ۲۰۰۱ دوباره ناظر سقوط نرخ رشد در اسرائیل بود که نه تنهااعتراضات فلسطینی بر آن تاثیر گذاشت، بلکه رکود اقتصادی جهان (به ویژه در صنایع کامپیوتری) نیز در آن بسیار موثر بود.

رویهمرفته، اسرائیل طی نیم قرن موجودیت خود، همیشه یکی از بالاترین نرخ های رشد اقتصادی و صنعتی و رفاهی را در جهان دارا بوده است. این دستآورد بزرگ در حالی حاصل شده که اسرائیل همیشه با چند مشکل اساسی و عمده روبرو بوده، که عبارتند از:

۱) تأمین امنیت کشوری که تقریبا” همیشه در حال جنگ بوده و اکنون هم با مسأله دشوار رویاروئی با فلسطینی ها درگیر است. اسرائیل همیشه در صد بالائی از درآمد ملی را صرف امور دفاعی کرده است.

۲) اسرائیل بطور نسبی بزرگترین کشور مهاجر پذیر جهان است. جمعیت کشور از هنگام استقلال در نیم قرن بیش تا کنون ده برابر گردیده که بخش مهمی از آن مهاجران تازه وارد بوده اند که برای اسکان و تأمین رفاه آنان، اسرائیل ناچار بوده مبالغ بسیار کلانی هزینه کند.

۳) اسرائیل از نظر ثروت ملی و منابع طبیعی و معادن، یکی از فقیرترین کشورهای جهان محسوب میشود. در حالیکه چند کشور نفت خیز عرب درهمسایگی اسرائیل قرار دارند که دارای درآمدهای نجومی میباشند، اسرائیل حتی برای تأمین آب مورد نیاز خود ناچار است به فکر واردات باشد.

علیرغم این مشکلات، اسرائیل همیشه کوشیده است بالاترین سطح زندگی را برای مردم خود تأمین کند. گرچه در سال های اخیر فاصله طبقاتی در اسرائیل افزایش یافته و بر شمار فقیران کشور افزوده شده- ولی حتی فقیران اسرائیل نیز در مقایسه با بسیاری از کشورهای آسیائی و نوپا، افراد مرفه تری به شمار می آیند و استاندارد تعیین فقر در اسرائیل بسیار بالاتر از دیگر کشورهای همسایه و جهان است.

بیش از نیمی از کودکان اسرائیل تلفن سلولار (تلفن همراه) دارند و از هر ۳ اسرائیلی سالیانه بطور متوسط یک نفر به سفر تفریحی به خارج از کشور میرود.

اسرائیل (به عبریיִשְׂרָאֵל) کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقه خاورمیانه است. نام رسمی آن دولت اسرائیل (به عبریמְדִינַת יִשְׂרָאֵל) و پایتخت آن شهر اورشلیم است. پهناوری این کشور ۲۲٬۱۴۵ کیلومتر مربع(۱۵۱ام در جهان) است.

اسرائیل در ساحل شرقی دریای مدیترانه واقع شده و در شمال با لبنان، در شمال شرقی با سوریه، در شرق بااردن و در جنوب غربی با مصر مرز زمینی دارد. اسرائیل هم‌چنین در شرق با کرانه باختری رود اردن و در جنوب غربی با نوار غزه مجاورت دارد. این کشور با وجود اندازه نسبتا کوچک، اما دارای ویژگی‌های جغرافیایی متنوع است.[۱]

اسرائیل تنها کشور عمدتا یهودی در جهان است.[۲] بر پایهٔ آخرین سرشماری[۳]، سازمان مرکزی آمار اسرائیل، این کشور در حدود هفت میلیون و ۵۰۰ هزار تن جمعیت داشته‌است[۴] که در حدود پنج میلیون و ۷۰۰ هزار نفر از ساختار جمعیتی آن را یهودیان تشکیل داده‌اند.[۵][۶] و مابقی ساختار جمعیتی از مسلمان‌ها، مسیحیان، دروزها و سامریون تشکیل شده‌است. هم‌چنین بزرگ‌ترین بخش از اقلیت‌های قومی را شهروندان موسوم به عرب اسرائیلی تشکیل می‌دهند.

دولت مدرن اسرائیل دارای ریشه‌های تاریخی و مذهبی در سرزمین اسرائیل از کتاب مقدس است که به آن در از دوران باستان صهیون گفته می‌شده است.[۷] سرزمین باستانی اسرائیل هم‌چنین منطقه‌ای حیاتی از پادشاهی اسرائیل و پادشاهی یهودا بوده است.[۸] با شکل‌گیری جنبش سیاسی صهیونیسم در سال ۱۸۹۷ میلادی و اعلامیه بالفور، جامعه ملل، در پایان جنگ جهانی اول و پس از سقوط امپراتوری عثمانی، قیمومیت بریتانیا بر فلسطین را به پادشاهی متحده اعطا کرد[۹]، با هدف این‌که قیومیت بریتانیا «پیش‌زمینه‌های مطلوب سیاسی، اقتصادی و امنیتی برای تاسیس خانه ملی یهودیان را عهده‌دار شود و هم‌چنین برای حفاظت از حقوق مدنی و حقوق مذهبی از همه ساکنان سرزمین فلسطین، صرف‌نظر از نژاد و مذهب» بکوشد.[۱۰]

.

تجارت خارجی و توریسم

اسرائیل تقریبا” از همه کشورهای دنیا کالا یا مواد خام می خرد و محصولات خود را به اکثر کشورهای دنیا (و حتی برخی کشورهای عرب) می فروشد. ولی مشتریان اصلی کالاهای تولیدی در اسرائیل، کشورهای پیشرفته اروپا و آمریکا هستند، زیرا تولیدات اسرائیل در سطح خیلی بالائی قرار دارد که برای کشورهای عقب مانده و یا در حال توسعه چندان مناسب نیست. ۴۲ درصد از واردات اسرائیل و ۲۶ درصد از صادرات آن با کشورهای عضو اتحادیه اروپا رد و بدل میشود که حدود ۳۰ سال پیش یک قرارداد بازرگانی آزاد با اسرائیل امضا کردند و موجب پیشرفت سریع اقتصاد این کشور شدند.

حدود ده سال پیش یک قرارداد بازرگانی آزاد نیز بین اسرائیل و ایالات متحده امضا شد که موجب رونق داد و ستد بین دو کشور گردید. اسرائیل اکنون حدود ۳۸ درصد از صادرات خود را به ایالات متحده می فروشد و حدود ۲۰ درصد از واردات خود را از آن کشور خریداری می کند.

صنعت گردشگری نیز در اسرائیل گسترش چشمگیری داشته و اگر اوضاع امنیتی کشور کمی آرام تر بود، توریسم می توانست بیش از پیش گسترش یابد. در سال ۲۰۰۰ شمار جهانگردانی که به اسرائیل آمدند از ۴ر۲ میلیون نفر فراتر رفت- ولی با آغاز انتفاضۀ فلسطینی و ناآرامی های ناشی از آن، شمار جهانگردان رو به کاهش رفت و حتی به زیر یک میلیون نفر سقوط کرد. ولی در سال ۲۰۰۵ با برقراری آرامش نسبی، ورود جهانگردان به اسرائیل به تدریج افزایش یافت و به سطح قابل توجهی رسید.

۵۴ درصد از موج گردشگری در اسرائیل از کشورهای اروپای غربی است و ۲۸ درصد از توریست ها آمریکائی می باشند و آسیائی ها تنها ۱۰ درصد از گردشگران در اسرائیل را تشکیل می دهند.

درآمد سرانه اسرائیل

درآمد سرانه در اسرائیل به نسبت تولیدات ناخالص ملی به حدود ۱۸ هزار دلار در سال میرسد که اسرائیل را از کشورهای در حال رشد دور ساخته و آن را به اکثر کشورهای اروپائی نزدیک کرده است.

در سال های پیش از اعتراضات مسلحانه فلسطینی ها علیه اسرائیل (موسوم به انتفاضه)، یعنی در فاصله سال های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶ میلادی، اسرائیل دارای یکی از بزرگترین نرخ های رشد ملی بود که به طور متوسط به ۶ درصد در سال می رسید. ولی پس از آغاز انتفاضه این رشد در سال ۱۹۹۸ به ۲ درصد سقوط کرد- اما در سال ۲۰۰۰ بالا رفت و به ۹ر۵ درصد رسید. سال ۲۰۰۱ دوباره ناظر سقوط نرخ رشد در اسرائیل بود که نه تنهااعتراضات فلسطینی بر آن تاثیر گذاشت، بلکه رکود اقتصادی جهان (به ویژه در صنایع کامپیوتری) نیز در آن بسیار موثر بود.

رویهمرفته، اسرائیل طی نیم قرن موجودیت خود، همیشه یکی از بالاترین نرخ های رشد اقتصادی و صنعتی و رفاهی را در جهان دارا بوده است. این دستآورد بزرگ در حالی حاصل شده که اسرائیل همیشه با چند مشکل اساسی و عمده روبرو بوده، که عبارتند از:

۱) تأمین امنیت کشوری که تقریبا” همیشه در حال جنگ بوده و اکنون هم با مسأله دشوار رویاروئی با فلسطینی ها درگیر است. اسرائیل همیشه در صد بالائی از درآمد ملی را صرف امور دفاعی کرده است.

۲) اسرائیل بطور نسبی بزرگترین کشور مهاجر پذیر جهان است. جمعیت کشور از هنگام استقلال در نیم قرن بیش تا کنون ده برابر گردیده که بخش مهمی از آن مهاجران تازه وارد بوده اند که برای اسکان و تأمین رفاه آنان، اسرائیل ناچار بوده مبالغ بسیار کلانی هزینه کند.

۳) اسرائیل از نظر ثروت ملی و منابع طبیعی و معادن، یکی از فقیرترین کشورهای جهان محسوب میشود. در حالیکه چند کشور نفت خیز عرب درهمسایگی اسرائیل قرار دارند که دارای درآمدهای نجومی میباشند، اسرائیل حتی برای تأمین آب مورد نیاز خود ناچار است به فکر واردات باشد.

علیرغم این مشکلات، اسرائیل همیشه کوشیده است بالاترین سطح زندگی را برای مردم خود تأمین کند. گرچه در سال های اخیر فاصله طبقاتی در اسرائیل افزایش یافته و بر شمار فقیران کشور افزوده شده- ولی حتی فقیران اسرائیل نیز در مقایسه با بسیاری از کشورهای آسیائی و نوپا، افراد مرفه تری به شمار می آیند و استاندارد تعیین فقر در اسرائیل بسیار بالاتر از دیگر کشورهای همسایه و جهان است.

بیش از نیمی از کودکان اسرائیل تلفن سلولار (تلفن همراه) دارند و از هر ۳ اسرائیلی سالیانه بطور متوسط یک نفر به سفر تفریحی به خارج از کشور میرود

بازگشت به کشاورزی

یهودیان در دوران باستان، همانند اقوام همسایه خود، مردمانی کشاورز بودند که عمدتا” از محصول زمین معاش میکردند. ولی حدود دو هزار سال پیش که بیت المقدس یهود دوباره به اشغال بیکانگان درآمد و مردم این سرزمین در اقصی نقاط جهان پراکنده شدند، به علت شرائط زمان و مکان ناچار گردیدند کار کشاورزی را کنار بگذارند و به مشاغلی چون بازرگانی و پیشه وری روی آورند و یا راه علم و دانش و هنر در پیش گیرند.

یهودیان در کشورهای پراکندگی اجازه تملک بر زمین های کشاورزی را نداشتند و هر چند گاه یکبار حاکمان ظالم برای تسلط بر اموال آنان، یهودیان را اخراج میکردند و آنها ناچار بودند مشاغلی داشته باشند که با انتقال از سرزمینی به سرزمین دیگر آن را از دست ندهند.

ولی از اواخر قرن نوزدهم میلادی به بعد، که جنبش بازگشت یهودیان به سرزمین پدری دوباره اوج گرفت، اندیشمندان یهودی و تلاشگران سیاسی و اجتماعی آن دوباره بر اهمیت کار کشاورزی تأکید گذاشتند. از اواخر قرن نوزدهم و تا هنگام استقلال اسرائیل، بسیاری از یهودیانی که توانستند به سرزمین پدری خود (اسرائیل) باز گردند، به کار کشاورزی روی آوردند و با برپائی شیوه های جدید اجتماعی و اقتصادی و تأسیس آبادیهای کشاورزی به صورت کیبوتس (קיבוץ- آبادی اشتراکی) و موشاو (מושב- آبادی تعاونی) ، کشاورزی بسیار پیشرفته ای را پایه گذاری کردند که در کمتر کشور جهان نظیر داشت.

به علت کمبود آب در اسرائیل، کارشناسان کشاورزی اسرائیل شیوه های جدیدی برای آبیاری قطره ای به منظور صرفه جوئی در مصرف آب، و همچنین کشاورزی با آب شور ابداع کردند که در جهان سابقه نداشت.

امروز اسرائیل از نظر کشاورزی و دامداری و مرغداری یکی از پیشرفته ترین کشورهای جهان محسوب میشود که تجربیات خود را با دست باز در اختیار همه کشورهائی قرارمیدهد که مایل به همکاری با اسرائیل و پذیرفتن تجربیات این کشور هستند.

اسرائیل کشوری نیمه بایر و بی سبزه و درخت است و زمین آن برای کشاورزی چندان مساعد نیست. ولی اسرائیلیان از اوائل قرن بیستم به سرسبز ساختن تپه های لخت و درختکاری و آماده کردن زمین برای کشاورزی پرداختند و به پیشرفت های بزرگی نائل شدند.


در سالهای پیش از استقلال اسرائیل و پس از آن، یک موسسه تحقیقات کشاورزی در مرکز کشور فعالت میکرد که با ابتکارها و ابداعات خود، شیوه های جدید کشاورزی را معمول ساخت و دانشکده کشاورزی دانشگاه عبری اورشلیم در شهر رخووت (רחובות) در مرکز کشور نیز در این راه نقش ارزنده ای ایفاء کرد.

مساحت کل سرزمین اسرائیل بر ۲۲ هزار کیلومتر مربع (یک هشتادم خاک ایران) بالغ میگردد که بیش از نیمی از آن بایر محسوب میشود. میزان بارندگی در آن بسیار کم است و در حالی که در برخی نواحی شمالی کشور به ۸۰۰ میلیمتر در سال میرسد، در صحرای خشک جنوب اسرائیل از ۴۰ میلیمتر در سال تجاوز نمیکند.

علیرغم این وضع، اسرائیل نه تنها یکی از پیشرفته ترین تکنیک های کشاورزی را دارد، بلکه هر سال صدها میلیون دلار محصولات کشاورزی و غذائی و چند صد میلیون دلار دیگر وسائل کشاورزی به دنیا صادر میکند.

اسرائیل همچنین یکی از معدود کشورهای جهان است که نه تنها از تعداد درختان آن کاسته نمی شود (به علت بریدن درختها برای استفاده های صنعتی و گرمازائی)، بلکه بدنبال این تلاش گسترده جنگل کاری، هر سال درختان بیشتری در اسرائیل رشد میکند.

در نخستین سالهای تشکیل اسرائیل، به علت کمبود مواد غذائی و کشاورزی، دولت ناچار بود تأمین این مواد را جیره بندی کند- ولی امروز محصولات تولید شده در کشور، نه تنها همه نیاز مردمان آن را تأمین میکند، بلکه بخش مهمی از آن نیز به کشورهای خارجی صادر میشود.

اسرائیل نه تنها دارای یکی از پیشرفته ترین مراکز تحقیقات کشاورزی است که دائما” برای ابداع شیوه های جدید میکوشد، بلکه کشاورزان اسرائیل نیز همه افراد تحصیل کرده در سطح بالا و انسانهای بسیار مبتکری هستند که برخی از آنان فارغ التحصیلان دانشکده کشاورزی میباشند و برخی رشته کشاورزی را در دوره دبیرستان فرا گرفته اند.

اسرائیل از نظر میزان تولید در هر هکتار زمین، در بسیاری از رشته ها در دنیا رکورد اول را دارا میباشد.

استفاده بهینه از آب

از آنجا که اسرائیل با کمبود آب روبروست و همزمان جمعیت کشور دائما” افزایش مییابد، تلاش میشود که از هر قطره آب موجود به بهترین نحو استفاده به عمل آید. در پنجاه سال نخست استقلال کشور، بی آنکه به مصرف آب در کشاورزی حتی یک قطره اضافه شود، اسرائیل توانست میزان محصولات کشاورزی خود را هفت برابر افزایش دهد.

شیوه ابتکاری آبیاری قطره ای در سالهای دهه ۶۰ در اسرائیل ترویج گردید. در این شیوه، لوله های باریک در کنار نهال ها و گیاهان نهاده میشود که در نزدیکی ریشه هر گیاه یک سوراخ ریز دارد و آب به صورت قطره قطره ترشح میکند و به ریشه گیاه میرسد و بیهوده در نقطه های دیگر زمین پراکنده نمیشود. این شیوه، هدر رفتن آب کشاورزی را به حداقل میرساند. لوله های آبیاری قطره ای با کمک دستگاههای کامپیوتری به طور خودکار به کار میافتد و به تجهیزات سنگین و گران قیمت آبیاری و همچنین تلاش شمار زیادی کارگران کشاورزی نیازی ندارد. اسرائیل هر سال چند صد میلیون دلار وسائل و تجهیزات آبیاری قطره ای صادر میکند.

اسرائیل برای صرفه جوئی در مصرف آب، شیوه دیگری نیزابداع کرده و آن تطهیر فاضلاب و استفاده دوباره از آن برای آبیاری برخی گیاهان و نهال ها میباشد. حدود ۲۰ درصد از آب کشاورزی مورد نیاز اسرائیل از این طریق تأمین میشود.

استفاده از آب شور در امور کشاورزی، شیوه ای است که در نواحی جنوبی اسرائیل (در بیابان خشک نگب- נגב) مورد آزمایش قرار گرفته و نتایج قابل توجهی داده است. روش پرورش دادن برخی محصولات کشاورزی (از قبیل گوجه فرنگی، خیار، طالبی و غیره) در زیر لایه های نایلون و یا در گرمخانه ها، در اسرائیل بسیار رواج دارد و با موفقیت چشمگیری روبرو شده است. با استفاده از این شیوه، آبیاری گیاهان به صورت کامپیوتری انجام می گیرد و به کارگران کمی نیاز دارد.

اسرائیل این شیوه های ابتکاری و تجربیات علمی و کشاورزی خود را در اختیار کشورهای دیگر نیز قرار میدهد.

محصولات کشاورزی

محصولات کشاورزی اسرائیل حدود ۲ درصد از کل تولیدات ناخالص ملی اسرائیل و ۵ر۷ درصد از صادرات کشور را تشکیل میدهد. یکی از موارد صادراتی اسرائیل در دهه های اخیر شاخه های گل بوده است. اسرائیل با به کارگیری شیوه های جدید و ابتکاری ، توانسته است تولید گل را به سطح قابل توجهی برساند که صادرات آن بسیار افزایش یافته است. اسرائیل برای فرستادن گل ها به کشورهای خارجی نیز به شیوه ای بسیار منظم و سریع عمل میکند و دسته های گل که در ساعات پیش از ظهر در گرمخانه های اسرائیل چیده شد، فردای همان روز در مغازه های گل فروشی اروپا به مشتریان عرضه میشود.

تنوع اقلیمی و محصولات

از آنجا که اسرائیل از شمال تا جنوب دارای آب و هوای متنوع است (معتدل در شمال و گرم در جنوب کشور)، کشاورزان میتوانند انواع میوه و سبزی را پرورش دهند. کشاورزان اسرائیلی همچنین با استفاده از دانش و ابتکار خود، انواع میوه هائی را که در نقاط مشابه دیگر جهان پرورش مییابد به اسرائیل آورده و در رشد آنها میکوشند.

در شمال اسرائیل میوه هائی چون آلبالو، گیلاس و سیب پرورش می یابد که به هوای نسبتا” سرد نیاز دارد. در نواحی ساحلی نیز که هوا ملایم است، میوه هائی چون مانگو، لیچی، اووکادو و انواع مرکبات به عمل میآید و در جنوب کشور خرما و انواع میوه های استوائی دیگر پرورش داده میشود. خرمای اسرائیل بسیار مرغوب است. از آنجا که پرورش مرکبات به آب زیاد نیاز دارد، در سال های اخیر باغهای مرکبات اسرائیل دائما” محدودتر میشود. ولی پرتقال و نارنگی و مرکبات دیگر هنوز در ردیف دوم صادرات کشاورزی اسرائیل قرار دارد و کشاورزان اسرائیلی انواع مرکباتی پرورش داده اند که مورد توجه بسیار مشتریان اروپائی قرار دارد. ۱۶ درصد از محصول مرکبات اسرائیل نیز برای تولید کنسرو (آب پرتقال و غیره) به کارخانه ها فروخته میشود.

سبزیجات تولیدی در اسرائیل نیز بسیار متنوع و مرغوب است و محصولاتی چون گوجه فرنگی، خیار، فلفل سبز، پیاز وهمچنین سبزیجات سطح بالائی را چون بروکولی، مارچوبه و آرتیشو شامل می گردد.

کشاورزان جنوب اسرائیل، با استفاده از هوای گرم آن ناحیه، در فصل زمستان بهترین میوه و سبزیجات را برای بازارهای اروپا تولید میکنند.

اسرائیل با شیوه های مدرن، به پرورش پنبه و گندم نیز می پردازد. پنبه به آب زیاد نیاز دارد و ممکن است پرورش آن کاهش یابد.

گاوداری اسرائیل نیز از شهرت جهانی برخوردار است و گاوهای شیرده اسرائیلی بالاترین تولید شیر سالیانه را دارند و از این نظر در جهان مشهورند.

لبنات اسرائیل نیز بسیار خوشمزه و سالم است به دهها کشور جهان از جمله ایالات متحده صادر میشود.

یکی دیگر از رشته های تولید خوراکی در اسرائیل پرورش ماهی در دریاچه های مصنوعی و در آب شور بندر ایلات (خلیج عقبه) است. اسرائیلیان در این رشته نیز تجربه زیاد آموخته و مدرن ترین شیوه های پرورش ماهی را به کار میبرند.

انتقال دانش و مبادلات علمی

اسرائیل کشور نوخاسته ای است که تقریبا” همه چیز را از صفر شروع کرده- و از آنجا که از ابتدای موجودیت خود مهاجر پذیر بوده، تجربیات بسیاری نیز از این راه اندوخته و با نیازهای کشورهای در حال رشد آشنائی نزدیک دارد. از این رو، از همان نخستین سالهای استقلال، اسرائیل ابراز آمادگی کرد تجربیات کشاورزی ، دامداری، مرغداری، پزشکی، صنعتی و علمی خود را (از جمله در زمینه بیابان زدائی) در اختیار کشورهای در حال رشد قرار دهد.

بسیاری از کشورهای آسیائی و آفریقائی و حتی ممالک آمریکای جنوبی و مرکزی از این ابراز آمادگی اسرائیل استقبال کردند و کارآموزان خود را به این کشور فرستادند. اسرائیل همچنین کارشناسان خود در زمینه های مختلف را به کشورهای نیازمند فرستاد تا مردمان آنجا را تعلیم دهند.

در ظرف سالهای اخیر بیش از صد هزار کارآموز از کشورهای مختلف به اسرائیل آمده اند و هزاران کارشناس اسرائیلی به کشورهای دیگر اعزام گردیده اند تا دانش و تجربیات خود را در اختیار آنها قرار دهند.

اداره همکاریهای بین المللی وزارت خارجه اسرائیل (מש”ב -Mashav)، مرکز پژوهشهای صلح شیمعون پرس (שמעון פרס) و بنیاد همکاریهای بین المللی کشاورزی، از جمله نهادهای اسرائیلی هستند که در این زمینه فعالیت میکنند.

کارآموزانی که به اسرائیل آمده اند در زمینه های کشاورزی، پزشکی ، مهندسی، خدمات اجتماعی، بهیاری، شهرسازی و امور دیگر تجربیات گرانبهائی آموخته و به کشورهای خویش برده اند.

شرکتهای متعددی نیز در اسرائیل وجود دارند که وسائل و تجهیزات الکترونیکی-کشاورزی را همراه با شیوه های جدید کشت و زرع به کشورهای خارجی صادر میکنند. اکثر این وسائل و شیوه ها پاسخگوی نیازهای فوری بسیاری از کشورهائی است که با مشکلاتی شبیه اسرائیل روبرو بوده اند.

چندی پیش وسائل و تجهیزات الکترونی-کشاورزی اسرائیل در نمایشگاه بین المللی تل آویو به معرض نمایش گذاشته شد که دهها هزار نفر از بیش از صد کشور جهان برای دیدن آنها به اسرائیل آمدند.

بنیامین ذئب هرتسل (בנימין זאב הרצל) پایه گذار کشور یهود، در کتاب مشهور خود به نام ALTNEULAND (سرزمین کهنه و نو) که جنبه داستان دارد، یک سرزمین رویائی را تصویر میکند که در آن جامعه نوین یهودی جامعه ای باشد که در هر گوشه و کنار آن آموزشگاه و دانشگاه بنا گردیده تا ملت از نو بپا خاسته یهود، در سرزمین پدری خویش، به چنان درجه فضل و دانش برسد که بتواند رهنما و سرمشق ملتهای دیگر باشد. شهرت و موفقیت دانشگاهها و مراکز آموزش علوم عالی در اسرائیل امروز، به این آرزوی رویائی هرتسل جامه عمل پوشانده است.

سطح بسیار بالای تحصیل در دانشکده های پزشکی اسرائیل و مؤسسات علمی آن موجب گردیده که این ملت تازه تشکیل شده بتواند از نظر علمی و تحصیلی در ردیف پیشرفته ترین کشورهای جهان قرار گیرد و تحقیقات پزشکی ارزنده ای در این کشور بعمل آید که نه تنها در تامین درمان و بهداشت شهروندان مؤثر است،اسرائیل حتی پیش از آنکه ارتشی داشته باشد، صاحب دانشگاه و مراکز تحصیلات عالی بود. این قوم صاحب کتاب ، پیش از آن نیز که دارای دانشگاه گردد، ملتی بود که افراد آن به مطالعه متون مذهبی میپرداختند و فرهنگی بوجود آوردند که در آن دانش و علم اندوزی یکی از مهمترین اولویتها محسوب میشود.

دانشگاه عبری اورشلیم

در سال ۱۹۰۲ میلادی، سه تن از دانشمندان بزرگ یهودی آن زمان (پروفسور حییم وایزمن، پروفسور مارتین بوبر و پروفسور برتولد دیول)، که دانش اندوزی برای یهودیان را دارای اهمیت والائی میدانستند، رساله مشترکی انتشار دادند و در آن تاکید کردند که باید هرچه زوتر نخستین دانشسرای یهودی برپا شود.

۱۶ سال پس از انتشار رساله، سنگ بنای دانشگاه عبری اورشلیم به روی تپه سنگی شرق اورشلیم موسوم به הר הצופים (تپه دیده وران) طی مراسم با شکوهی نهاده شد. پیشگام انجام این طرح بزرگ یک دانشمند مذهبی به نام رابای پروفسور یهودا مگنس (יהודה מגנס) بود که رؤیای تشکیل نخستین دانشگاه یهودی در سرزمین اسرائیل را به مرحله اجرا رساند. پروفسور مگنس سالیان دراز در جامعه یهودیان ایالات متحده و در راه پیشبرد هدفهای صیونیسم منشاء خدمات درخشانی بود. ولی ترجیح داد به اورشلیم مهاجرت کند و در سرزمین پدری ساکن گردد و همه تلاش خود را برای پیشبرد بنیادها و سازمانهای تحصیلات عالی در اسرائیل بکار برد. با آنکه تاریخ گشایش رسمی این دانشگاه در سال ۱۹۲۵ بود- ولی دو سال پیش از آن، پروفسور آلبرت انیشتین دانشمند بزرگ یهودی نخستین کنفرانس علمی خود را در این دانشگاه برگزار کرد. موضوع سخنرانی او نیز، همانگونه که به آسانی میتوان حدس زد، تئوری نسبیت بود.

پروفسور مگنس بعنوان نخستین رئیس دانشگاه عبری اورشلیم برگزیده شد و این دانشگاه را بزودی در ردیف اول مؤسسات تحصیلات عالی جهان در رشته های علوم انسانی، علوم طبیعی، پزشکی و علوم اجتماعی قرار داد.

دانشگاه عبری اورشلیم در سالهای اخیر از نظر تعداد دانشجویان و رشته های تحصیلی گسترش چشم گیری یافته و در آخرین سال تحصیلی دارای ۲۴ هزار دانشجو و ۱۴۰۰ نفر استاد و دانشیار بوده است. دانشگاه عبری اورشلیم همچنان از شهرت خوبی در زمینه علوم و تحقیقات و همچنین پرورش دور جدیدی از دانش آموختگان اسرائیل برخوردار است و هر سال دهها نفر دانشجو از کشورهای مختلف جهان نیز برای گذراندن دوره های ویژه در این دانشگاه پذیرفته میشوند.

دانشگاه فنی تخنیون (טכניון)

در سال ۱۹۱۳ آرزوی دیگری در راه دانش پروری در سرزمین اسرائیل جامه عمل پوشید و آن، احداث یک دانشگاه علوم فنی و تکنولوژی بود. ولی بدنبال مباحثاتی که درباره هویت و ماهیت چنین دانشگاهی درگرفت و بحثهائی که درباره زبان تحصیلی روی داد، تکمیل دانشگاه و گشایش آن تا سال ۱۹۴۲ بتعویق افتاد.

یکی از مباحثات آن بود که آیا زبان تجدید حیات کرده عبری از همه واژه ها و اصطلاحات علمی و فنی لازم برخوردار است که در دانشگاه بتوان به این زبان تدریس کرد، و یا بهتر آن است که زبان تدریس آلمانی باشد که از نظر لغات و اصطلاحات فنی بسیار غنی بنظر میرسد.

در نخستین سال تحصیلی، تنها ۱۶ دانشجو در تخنیون آغاز به تحصیل کردند- ولی این دانشگاه فنی بدنبال پذیرفتن شمار زیادی دانشجویان و استادان یهودی کشورهای اروپای شرقی، که از چنگال حکومت آلمان نازی گریخته بودند، به سرعت گسترش یافت.

در سالهای پیش از اعلام استقلال دوباره اسرائیل، تخنیون یک کانون فعال علمی برای سازمان زیر زمینی- نظامی هگانا ( הגנה) بود که علیه حکومت قیم بریتانیا مبارزه میکرد و تامین امنیت یهودیان را در برابر همسایگان نامهربان عرب بعهده داشت. دانشگاه فنی تخنیون برای تامین نیازهای دفاعی سازمان هگانا و تهیه وسائلی که برای ادامه مبارزه ملت یهود در راه استقلال ضروری بود، راه حلهای مناسب علمی ارائه میکرد.

سرپرستان دانشگاه تخنیون آرزو داشتند هر چه زودتر آنجا را به بالاترین سطح علمی و تکنولوژی برسانند و از این رو، از همان سالهای نخستین تاسیس آن، به اجرای یک سلسله پروژه های بلند پروازانه پرداختند و از جمله سال ۱۹۴۹ دانشکده مهندسی علوم هوانوردی برپا شد که پایه و اساس تاسیس صنایع هواپیماسازی اسرائیل و برپائی نیروی هوائی این کشور گردید.

دانشگاه تخنیون امکانات علمی و فنی خود را در اختیار کشور نوخاسته اسرائیل قرار داد و در بسیاری از زمینه ها، از برپائی شبکه تلفن کشور تا تاسیس کارخانجات و از صنایع خانه های پیش ساخته تا طراحی و تولید هواپیما، به پیشبرد اسرائیل کمک کرد.

دانشگاه مذهبی برایلان בר-אילן

سالیان دراز، اسرائیل تنها دارای دو دانشگاه بود که پرچم علمی این کشور را به اهتزاز درمیآوردند: دانشگاه عبری اورشلیم و دانشگاه فنی تخنیون، که هر دو در سطح بین المللی قرار داشتند. ولی با آنکه اسرائیل کشوری کوچک و با جمعیتی نسبتا” کم بود، به این دو دانشگاه بسنده نکرد و کوتاه مدتی پس
از اعلام تشکیل اسرائیل، پروفسور پینحاس شورگین این آرزوی خویش را علنی ساخت که در اسرائیل دانشگاهی برپا گردد که علوم امروزی و اعتقادات دینی یهود را درهم آمیزد و در این مؤسسه تحصیلات عالی، امور و شریعت دینی در کنار علوم مدرن امروزی تدریس گردد و عالیترین امکانات تحقیقات علمی و فلسفی در اختیار استادان و دانشجویان قرار گیرد.

پروفسور شورگین که در جامعه یهودیان ایالات متحده از مقام مذهبی و اجتماعی بسیار بالائی برخوردار بود، به کوشش خستگی ناپذیر خود ادامه داد و گروهی از دانشمندان برجسته یهودی ایالات متحده و پژوهشگرانی را که دارای گرایشهای مذهبی و سنتی بودند، برای اجرای این طرح به دور خود گرد آورد.

نتیجه کوشش آنان برپائی دانشگاه مذهبی-علمی برایلان در مرکز اسرائیل بود که در سال ۱۹۵۵ در شهر رمت گن (רמת-גן در حومه تل آویو) گشایش یافت. دانشگاه برایلان، در عین حال که در رشته های علمی و پژوهشهای مدرن بسیار فعال است، سنت و آئین یهود را نیز در آن آمیخته و دانشجویانی تربیت میکند که در عین فرا گرفتن علوم مدرن و امروزی، میتوانند به انجام باورهای مذهبی و سنتی خود نیز ادامه دهند.

چند دانشگاه دیگر

در اوائل سالهای ۱۹۵۰ بود که نخستین گامها در راه تاسیس دانشگاهی در شهر تل آویو در مرکز اسرائیل (که در آن هنگام پرجمعیت ترین شهر کشور بود) برداشته شد. چندی بعد محل دائمی این
دانشگاه بروی تپه های سرسبز شمال تل آویو به نام رمت-آویو (רמת-אביב) برپا گردید- و امروز دانشگاه تل آویو بزرگترین و فعال ترین دانشگاه کشور است که در چندین رشته علمی و پزشکی فعالیت دارد و شماری از برجسته ترین استادان و دانشمندان اسرائیل در آنجا به تدریس مشغول هستند. این دانشگاه از شهرت جهانی نیز برخوردار میباشد و یکی از مهمترین مراکز تحقیقاتی کشور محسوب میشود.

در شهر حیفا، در فاصله کمی از دانشگاه فنی تخنیون، در سال ۱۹۶۳ دانشگاه دیگری برای تدریس پزشکی و علوم انسانی و اجتماعی برپا شد که دانشگاه حیفا نام دارد. یکی از هدفهای این دانشگاه ایجاد دوستی و نزدیکی بین یهودیان و اعراب کشور است. از آنجا که شهر حیفا و دیگر نواحی شمال اسرائیل محل زندگی صدها هزار نفر از اعراب اسرائیل است، دانشگاه حیفا دانشجویان عرب را نیز (که مایل به تحصیل در دانشگاههای دور از محل سکونت خود نیستند) با آغوش باز میپذیرد و میکوشد بین آنان و دانشجویان یهودی دوستی و مودت بوجود آورد. در این دانشگاه، از جمله رشته ایران شناسی، خاورشناسی، تاریخ، شناخت صیونیسم، فجایع آلمان نازی (هولوکاست) و علوم دریائی تدریس میشود و تحقیقاتی در زمینه آنها انجام میگیرد.

دانشگاه بن گوریون בן-גוריון

شهر بئرشبع (באר-שבע) در جنوب اسرائیل، که در مرز نواحی خشک و شنزارهای نگب قرار گرفته، حدود ۳۰ سال پیش صاحب دانشگاهی شد که میتواند در پیشرفت و توسعه جنوب کشور نقش ملموسی ایفا کند.
داوید بن گوریون (דוד בן-גוריון) پایه گذار اسرائیل نوین عقیده داشت که باید بیابان نگب (נגב) که قسمت اعظم خاک اسرائیل را تشکیل میدهد بتدریج آباد گردد و بخشی از جمعیت کشور به آن نقطه انتقال یابد. داوید بن گوریون محل سکونت خویش در سالهای آخر عمر را در صحرای نگب انتخاب کرد و طبق وصیتش در همانجا به خاک سپرده شد. از این رو، دانشگاهی که در شهر بئرشبع برپا گردید، دانشگاه بن گوریون نام گرفت.

امروز این دانشگاه نیز از اعتبار جهانی برخوردار است و شماری از پژوهشگران و دانشمندان و استادان برجسته اسرائیل و جهان را به سوی خود جلب کرده است. یکی از ویژگیهای دانشگاه بن گوریون آن است که شماری از جوانان عرب بدوی (بیابانگرد) جنوب کشور نیز در آنجا به تحصیل مشغول هستند و برخی از آنها به پیشرفتهای علمی قابل تحسینی دست یافته اند.

دانشگاه بن گوریون در رشته های صنایع پیشرفته (Hi-Tech)، کشاورزی، خدمات بهداشتی و آموزش و پرورش فعالیت دارد. اینها رشته هائی است که اهالی یهودی و عرب جنوب اسرائیل بسیار به آنها نیاز دارند. همچنین، از آنجا که دانشگاه بن گوریون در نقطه ای برپا شده که از نظر آب و هوا خشک و بیابانی محسوب میشود، یک رشته تحقیقات علمی درباره زندگی و کار و کشاورزی در مناطق بیابانی در این دانشگاه به عمل میآید که نتایج آن میتواند برای کشورهائی که در شرائط مشابه قرار دارند بسیار سودآور باشد. این دانشگاه خود را نسبت به آرزو و آرمان داوید بن گوریون (که در واقع خواسته همه ملت اسرائیل است) یعنی پیشرفت، رفاه مردمان و برقراری صلح، متعهد میداند.

دانشگاه آزاد اسرائیل

دانشگاه آزاد از سالها پیش در اسرائیل برپا گردیده و دانشجویان آن از طریق مکاتبه به تحصیل علم مشغول هستند. این دانشگاه هم اکنون حدود ۳۰ هزار نفر در سراسر کشور دانشجو دارد که در رشته های مختلف از تاریخ تا علوم مشغول تحصیل هستند. با آنکه شرائط ورود به این دانشگاه بسیار آسان است، سطح تحصیل در آن دارای استاندارد بالائی میباشد و فرصت مناسبی در اختیار شهروندانی قرار میدهد که خواهان ادامه تحصیل و دانش اندوزی هستند، ولی بعلت کمبود امکانات مالی واز آنجا که ناچار هستند در ساعات روز به کاربپردازند- و یا سطح نمرات آنها برای پذیرفته شدن در دانشگاههای اصلی کشور کافی نبوده است، نتوانسته اند در آن دانشگاهها به تحصیل بپردازند. در کنار دانشگاه آزاد، دهها آموزشگاه و مدرسه برای شیوه های سنتی درمانی و انواع تراپیها فعالیت دارند.

مؤسسه پژوهشی وایزمن מכון ויצמן

اسرائیل دارای چندین مؤسسه پژوهشهای علمی نیز هست که از شهرت جهانی برخوردار هستند و مشهورترین آنها مؤسسه وایزمن در شهر رخووت (רחובות- در مرکز اسرائیل در فاصله ۳۰ کیلومتری از جنوب تل آویو) است که تحقیقات آن مورد توجه جهان قرار دارد.

این مؤسسه که بیش از نیم قرن از برپائی آن میگذرد، شماری از ارزنده ترین دانشمندان یهودی و اسرائیلی را در رشته های فیزیک، شیمی، بیوتکنولوژی و غیره در خود گردآورده و تحقیقات مهمی در امور مختلف زندگی انسان بعمل آورده و شیوه های درمانی جدیدی برای برخی بیماریها و از جمله سرطان عرضه کرده است.

در کنار این مؤسسه علمی، دانشکده ای بنام فاینبرگ (פינברג) وجود دارد که دانشجویان آن در رشته های فوق لیسانس و مافوق دکترا به تحصیل میپردازند. در این دانشکده و در خود مؤسسه علمی وایزمن تحقیقات با ارزشی در زمینه شبکه مصونیت بدن انسان، کشف و ایجاد منابع آب برای حل مشکل کمبود آب در خاورمیانه و برخی دیگر از نقاط جهان، ژن شناسی نباتات ، پژوهش یاخته های انسانی، مغناطیس، اشعه لیزری وهولوگرافی و غیره بعمل میآید.

در فاصله چند کیلومتری از شمال مؤسسه علمی وایزمن، کانون پژوهشی دیگری به نام مؤسسه وولکانی (מכון ולקני) وجود دارد که منحصرا” به تحقیقات کشاورزی میپردازد و شیوه های جدیدی ابداع میکند که گرچه هدف اصلی، به کارگیری این شیوه ها در داخل اسرائیل است، ولی دانشی که از این راه بدست میآید در اختیار همه کشورهای علاقمند نیز قرار میگیرد.

دانشسرای هنرهای زیبا

حدود نیم قرن پیش از آنکه اسرائیل استقلال دوباره خود را بدست آورد، یک یهودی زاده شده در خاک
لیتوانی به نام بوریس شاتس (בוריס ש”ץ) در آرزوی برپائی هنرکده ای بود که در آن هنرهای زیبا از قبیل نقاشی و مجسمه سازی با شیوه های مدرن، ولی منطبق با محیط مشرق زمین تعلیم داده شود. این هنرکده با نام بتسلل (בצלאל) در سال ۱۹۰۶ در مرکز اورشلیم برپا گردید که هنوز همچنان فعالیت دارد. بوریس شاتس خود در شهر صوفیا پایتخت بلغارستان سرپرست آکادمی سلطنتی هنرهای زیبا بود و در دربار سلطنتی آن کشور نیز مجسمه سازی میکرد و اندیشه او برای ایجاد چنین هنرکده ای در اورشلیم با استقبال گرم هنر دوستان روبرو گردید و در نخستین سالهای فعالیت خود محل گردهمآئی هنرمندان و استادان هنرهای دستی بود و امروز نیز همچنان مرکز تعلیم و تدریس نقاشی و مجسمه سازی محسوب میشود.

در کنار بتسلل، اسرائیل دارای کالج مد و منسوجات، کالج هنرهای تئاتر و سینما، آکادمی موسیقی و رقص و رشته های دیگر است که همه دارای موقعیت دانشگاهی هستند و به فارغ التحصیلان خود درجه لیسانس اعطا میکنند.

دانشسرای تربیت معلم

از نخستین سالهایبوجود امدن اسراییل این نیاز احساس میشد که دانشسرائی برای پرورش دادن آموزگاران و دبیران برپا شود. نخستین مدرسه معلمان در سال ۱۹۱۳ با نام کالج لوینسکی (לוינסקי) برپا گردید.

هم اکنون چندین دانشسرای تعلیم و تربیت در اسرائیل فعالیت دارد و هر یک از شبکه های آموزشی کشور (مذهبی و غیرمذهبی) دارای کالجهای ویژه ای به هدف تربیت آموزگاران و دبیران هستند که آنان را بر حسب ایدئولوژی و مرام خویش تعلیم میدهند.

اصل اساسی تدریس در این دانشسراها آن است که معلمان نه تنها باید به دانش آموزان خود علم و دانش بیآموزند، بلکه باید آنان را با ارزشهای معنوی و اخلاقی آشنا سازند و آنها را از نظر انسانی پرورش دهند.

در سالهای اخیر دانشسراهای تربیت معلم در اسرائیل گسترش چشمگیری یافته و به مؤسسات آموزشی مهمی مبدل گردیده اند.

«انفجار دانشگاهی»

شمار دانشگاهها، کالجها و مؤسسات آموزش عالی در اسرائیل در سالهای اخیر در ابعادی افزایش یافته که از آن بعنوان «انفجار دانش اندوزی» نام برده میشود. زیرا در کنار دانشگاهها و دانشسراهای عمومی، و بدنبال بالا رفتن سطح زندگی مردم، دهها کالج و مؤسسه خصوصی آموزش عالی نیز برپا شده که وزارت آموزش و پرورش اسرائیل آنها را برسمیت شناخته است. این کالجها و دانشکده ها امکانات آموزشی بیشتری در اختیار فرد فرد جوانان اسرائیل قرار میدهند. گفتنی است که بسیاری از ادارات و موسسات عمومی و خصوصی اسرائیل نیز شرط پذیرش کارمندان جدید را تحصیلات دانشگاهی قرار داده اند.

از سالهای دهه ۱۹۹۰ ، اسرائیل برپائی کالجهای منطقه ای را در نواحی مختلف کشور تشویق میکند. هر یک از این کالجها با یکی از دانشگاههای اسرائیل ارتباط تحصیلی برقرار میکند و تحت نظر آن قرار میگیرد. این اقدام جوانان اسرائیل را به تحصیلات دانشگاهی تشویق میکند و به آنان امکان میدهد در نزدیکی محل اقامت خود به دانش اندوزی بپردازند.

هر یک از کالجها دارای برنامه تحصیلی محدودی است و دریک یا چند رشته (مثلا” مهندسی) تخصص پیدا میکند. شماری از این کالجها، منحصرا” علم حقوق یا تکنولوژی را تدریس میکنند و فاقد برنامه های متنوع درسی دانشگاهها هستند. ولی از آنجا که شرائط پذیرش در این کالجها خیلی ساده تر از پذیرفته شدن در دانشگاههای کشور است، جوانان بیشتری میتوانند در کالجها پذیرفته شوند و به تحصیلات عالی بپردازند.

در سالهای اخیر چنین رسم شده که شاخه های برون مرزی دانشگاههای معروف اروپا و ایالات متحده نیز در اسرائیل دانشجو میپذیرند. برخی از این دانشگاهها از سطح تحصیلی بالا برخوردار هستند، ولی بعضی دیگر که متعلق به دانشگاههای برخی کشورهای اروپای شرقی است، شهرت خوبی ندارد.

در حالی که در دو دهه اول تشکیل اسرائیل، شمار دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در این کشور از انگشتان یک دست نیز تجاوز نمیکرد، امروز اسرائیل بیش از ۷۰ دانشگاه ، کالج، دانشسرا ، هنرکده و دانشکده علوم عالی دارد که متجاوز از ۲۰۰ هزار نفر دانشجو در آنها به تحصیل مشغول هستند. علاقمندان تحصیل میتوانند با استفاده از سامانه های اینترنتی و یا کتابچه های راهنمائی و یا مشورت حضوری با دست اندرکاران دانشگاهها و مؤسسات تحصیلی عالی، رشته مورد علاقه خویش را بگزینند.

تلاش برای بالا بردن سطح تحصیلی و در پیش گرفتن بهترین شیوه های آموزشی، در اسرائیل همچنان ادامه دارد و آرزوی رویائی رهبران اسرائیل آن است که این کشور در دانش و تکنولوژی به آن درجه از پیشرفت برسد که بتواند کمک و راهنمای دیگر کشورهای جهان، به ویژه ممالک عرب و کشورهای آسیا و آفریقا گردد.

این واقعیت که دو تن از دانشمندان اسرائیلی در سال ۲۰۰۴ میلادی به دریافت جایزه علوم نوبل نائل گردیدند و دانشمند آمریکائی نیز که در همان سال برنده جایزه فیزیک نوبل گردید در اسرائیل تحصیل کرده است، نشان سطح بالای علمی و دانش اندوزی در اسرائیل است. در سال ۲۰۰۵ نیز دوباره جایزه علوم نوبل به دانشمند اسرائیلی پروفسور ییسرائل اومان (ישראל אומן) اعطا گردید. این واقعیت که در دو سال متوالی جوائز علوم نوبل به دانشمندان اسرائیلی اعطا گردید، نشان از دستآوردهای آموزشی وعلمی این کشور دارد.

ملت یهود به «قوم صاحب کتاب» (עם הספר) معروف است که نشان میدهد یهودیان همیشه در طول تاریخ بدنبال دانش اندوزی و علم و صنعت بوده اند. در سنت یهود، آموزش و پرورش از اولویت برخوردار است و یکی از مهمترین ارزشهای اجتماعی محسوب میشود- و این میراث اخلاقی و فرهنگی به کشور اسرائیل نیز انتقال یافته است. با اینهمه سیستم آموزشی اسرائیل با چالش بزرگی روبروست و ویژه گیها و مشکلات آن در واقع بازتابی از ماهیت جامعه اسرائیلی میباشد.

در سال ۱۹۴۸ ، هنگامی که تشکیل کشور اسرائیل اعلام گردید، سیستم آموزشی بطور کامل به زبان عبری اجرا میشد. این سیستم را اهالی این سرزمین، در سالهای پیش از استقلال کشور برپا ساخته و بتدریج آن را تکمیل کرده بودند. مدارسی که هنگام اعلام استقلال وجود داشتند، دو رسالت خود را بخوبی انجام میدادند که یکی تقویت و تحکیم عبری بعنوان زبان تدریس، و دیگری کمک به جذب و ادغام مهاجران تازه وارد در جامعه اسرائیلی بود.

از سال ۱۹۷۰ ببعد، مهاجرت یهودیان از اتحاد شوروی آغاز شد که بیش از دو دهه ادامه داشت. همچنین در این سالها هزاران نفر از یهودیان اتیوپی (حبشه) به اسرائیل مهاجرت کردند. شماری از مهاجران نیز از کشورهای آمریکای لاتین و ایالات متحده و کانادا بودند- اینها همه دارای فرهنگهای مختلفی بودند که سیستم آموزشی اسرائیل وظیفه داشته و دارد آنان را با فرهنگ ملی و بومی آشنا سازد.

 مسؤولان آموزش و پرورش در اسرائیل، در همان حال که تلاش میکردند هرچه زودتر بر شمار کلاسهای درسی و مدارس بیافزایند تا به موج فزاینده نیازهای فرزندان کشور پاسخ دهند، و همچنین تلاش بعمل میآوردند که آموزگاران و دبیران لایقی پرورش دهند که بتوانند تعلیم و تربیت فرزندان این سرزمین را بعهده بگیرند. کوشش برای یافتن بهترین شیوه های آموزشی و پرورشی به طور مداوم جریان داشت تا بتوان به جذب و خوگیری دانش آموز مهاجر کمک کرد.

برای این منظور لازم بود برنامه های درسی ویژه ای برای تازه واردان ترتیب داده شود، آموزگاران و دبیران برای کار کردن با دانش آموزان مهاجر مورد تعلیم قرار گیرند، کلاسهای موقتی ویژه ای برای این گونه دانش آموزان برپا شود تا درسهائی را که در کشور پیشین به حد کافی نیاموخته اند فرا گیرند و بموازات آن زبان عبری و تاریخ یهود بخوانند و بالاخره آنکه آموزگاران و دبیرانی که از میان مهاجران تازه وارد استخدام شده اند، دوره های مخصوص بگذرانند تا با شیوه های آموزش و پرورش در اسرائیل آشنا شوند.

آموزش مقدماتی و ابتدائی

در اسرائیل آموزش نوباوگان از نخستین سالهای زندگی آنان آغاز میشود تا بتوانند هوش و استعداد خود را پرورش دهند و با حضور در اجتماع آشنا شوند و سخن گفتن و اندیشیدن آنان تقویت گردد. با پیروی از این شیوه، بسیاری از کودکان دو ساله، و تقریبا” همه کودکانی که بین سه تا چهار سال سن دارند، در نوعی مهد کودک و یا کودکستان پذیرفته میشوند و تحت آموزش قرار میگیرند. بیشتر این مؤسسات آموزشی توسط شهرداریها اداره و تامین بودجه میشود و برخی دیگر که جنبه پرورشگاه کودکان خردسال را دارد توسط سازمانهای زنان برپا گردیده و یا جنبه خصوصی دارد و توسط افراد اداره میشود.

تحصیل در اسرائیل از سن ۶ سالگی تا ۱۶ سالگی عمومی و اجباری است و تا سن ۱۸ سالگی رایگان میباشد. آموزش منظم و رسمی از دبستان (کلاسهای اول تا ششم) آغاز میشود و سپس در دوره راهنمائی (کلاسهای هفتم و هشتم) ادامه مییابد و به دوره دبیرستان (کلاسهای دهم تا دوازدهم) ختم میشود.

انواع مدارس اسرائیل

از آنجا که جامعه اسرائیل مختلف و متنوع است، مدارس آن نیز از تنوع زیاد برخوردار است و اقشار مختلف مذهبی و اجتماعی دارای مدارس ویژه خود هستند. ولی با آنکه برخی از پدر و مادران خرسندند از اینکه فرزند آنان به مدرسه ای میرود که با دیدگاههای دینی و سیاسی و اجتماعی آنان انطباق دارد، ولی وجود مدارسی با مرامهای مختلف موجب کاهش تماس و تاثیر گذاری متقابل در بین اقشار مختلف کشور میشود.

رویهمرفته، مدارس اسرائیل را میتوان به پنج گروه تقسیم کرد، که عبارتند از:

۱- مدارس ملی (ממלכתי) که اکثر دانش آموزان اسرائیل در آنجا تحصیل میکنند،

۲- مدارس ملی- مذهبی (ממלכתי-דתי) که بودجه آن را دولت میدهد و گرچه روی دانش یهودیت تاکید میشود و سنتهای یهود و آداب مذهبی به میزان گسترده تدریس میگردد، ولی علوم غیرمذهبی نیز مورد توجه لازم قرار دارد.

۳- مدارس مذهبی مستقل (חינוך עצמאי) که منحصرا” بر محور تدریس علوم مذهبی دور میزند و دروس غیرمذهبی در آن بسیار ضعیف است.

۴- مدارس خصوصی که برنامه درسی آن را عامه والدین دانش آموزان برحسب دیدگاههای اجتماعی و سیاسی خود تعیین میکنند (مثلا” مدارس تدریس مردمسالاری) و یا براساس برنامه تحصیلی کشورهای خارجی اداره میشوند (مانند مدرسه آمریکائی).

۵- مدارس عربی که به اعراب شهروند اسرائیل اختصاص دارد و زبان تدریس در آنها عربی است و دانش آموزان به فرهنگ و دین و تاریخ اقوام عرب بخوبی آشنا میشوند و کمی هم فرهنگ اسرائیلی میآموزند.

دو شبکه مدارس عبری که بودجه آن از جانب دولت تامین میشود (ממלכתי, ממלכתי-דתי)، میکوشد دانش آموزان را با فرهنگ وسنن یهودی آشنا سازد، ارزشهای شهروندی را در آنها تقویت کند، میراث یهود را به آنان بیاموزاند، هوش و قدرت ارزیابی و تجزیه تحلیل را در آنان قوی سازد، و دانش آنان را گسترش بخشد.

با آنکه بطور کلی همه این مدارس دارای برنامه تحصیلی نسبتا” واحدی هستند، تفاوتهای قابل ملاحظه ای بین برنامه های درسی مدارس مختلف وجود دارد. در هر مدرسه، والدین دانش آموزان حق دارند بخشی از برنامه تحصیلی فرزندان خود را تعیین و سرپرستی کنند. همزمان، وزارت آموزش و پرورش میکوشد معیارهای آموزش را با شیوه های نوین پداگوژی تطبیق دهد تا دانش آموزان با ارزشهای انسانی بهتر آشنا شوند و در دروس علمی و تکنولوژی پیشرفت بهتری داشته باشند.

یکی از سیاستهای کلیدی وزارت آموزش و پرورش آن است که تمام کودکان از فرصتهای آموزشی برابر برخوردار باشند و شمار دانش آموزانی که موفق به گذراندن امتحانات نهائی و گرفتن دیپلم میشوند افزایش یابد. آنچه که گفته شد، یکی از هدفهای دراز مدت وزارت آموزش و پرورش است که مستلزم کاهش شمار دانش آموزان در کلاسهای درسی و بکارگیری آموزگاران و دبیران کار ورزیده تر و اختصاص دادن بودجه های آموزشی بیشتری میباشد.

برنامه تحصیلی مدارس

بخش عمده ساعات درسی هر کلاس به برنامه تحصیلی اساسی اختصاص دارد که شامل ریاضیات، زبان، علوم، تاریخ، علوم یهودی و تربیت مدنی میباشد. در مدارس دولتی، دروس مربوط به یهودیت بعنوان بخشی از فرهنگ و میراث ملی تدریس میشود و در اعتقادات مذهبی و اجرای آئین های مذهبی دخالتی نمیکند. ولی در مدارس ملی- مذهبی، دروس بیشتری درباره یهودیت گنجانیده شده، آئین های مذهبی اجرا میشود و نیایش روزانه برگزار میگردد و اصول مذهبی رعایت میشود.

برای آنکه دانش آموزان اسرائیل بتوانند با جامعه خود آشنا شوند، هر سال یک موضوع ملی دربرنامه تحصیلی مدارس گنجانیده میشود تا دانش آموزان بتوانند بطور عمقی و گسترده با آن آشنا شوند. برخی از موضوعهائی که در سالهای اخیر مورد تدریس قرار گرفته عبارتند از:

ارزشهای دموکراسی و مردمسالاری، اهمیت زبان عبری، مهاجرت به اسرائیل و مهاجران تازه وارد، اهمیت اورشلیم و سابقه تاریخی آن، اهمیت برقراری صلح، صنایع و موضوعهای دیگر.

دبیرستانهای اسرائیل

در بسیاری از مدارس متوسطه اسرائیل، برنامه های درسی شامل تدریس زبانهای خارجی، علوم و دانشهای انسانی و اجتماعی است تا فارغ التحصیلان بتوانند خود را برای آموزش عالی و تحصیلات دانشگاهی آماده سازند.

برنامه درسی برخی از دبیرستانهای اسرائیل به نحوی تنظیم گردیده که دانش آموزان با گذراندن امتحانات نهائی بتوانند دیپلم کامل بگیرند و یا گواهینامه حرفه ای دریافت کنند. این نوع دبیرستانها از جمله شامل موارد زیر است:

– مدارس فنی که تکنیسین و یا کمک مهندس تربیت میکنند و دارای سه سطح تحصیلی متفاوت میباشند که یکی از آنها به هدف دریافت گواهینامه فنی است و دو دبیرستان دیگر حرفه عملی به دانش آموزان تعلیم میدهند.

– مدارس کشاورزی که معمولا” شبانه روزی است، در کنار برنامه تحصیلی عادی، شامل درسهائی نیز در امور کشاورزی میباشد.

– مدارس نظامی که در آن افسران آینده در حرفه های مختلف تربیت میشوند و یا تکنیسین ها در رشته هائی که مورد نیاز ارتش اسرائیل است آموزش میگیرند.

– مدارس شرعی (ישיבה- یشیوا) که در آن امور دینی همراه با اطلاعات عمومی و حرفه ای و فنی به دانش آموزان آموخته میشود

– و بالاخره یک سلسله مدارس دیگر که در آنها انواع حرفه ها از کتابداری تا مکانیک و از الکترونیک تا هتلداری و غیره تدریس میگردد.

علاوه بر اینها، مدارس ویژه ای برای نوجوانانی وجود دارد که از تحصیل باز ایستاده اند و باید حرفه ای بیاموزند و بعنوان شاگرد صنعتی یا حرفه ای بکار بپردازند. این گونه مدارس توسط وزارت کار اداره میشود و وابسته به شبکه های مدارس حرفه ای کشور میباشد. دوره تحصیل در این مدارس بین سه تا چهار سال است و دانش آموزان آن برخی مواد درسی را فرا میگیرند و همزمان، در رشته ای که انتخاب کرده اند به فراگرفتن کار عملی میپردازند. این آموزشگاهها، از جمله شامل مدارس سلمانی و آشپزی، تا مکانیک و ماشین نویسی کامپیوتری میباشد.

امید آنکه اسرائیلیان بتوانند دست کم یک دهه دیگر از آرامش امنیتی برخوردار گردند به تحقق نپیوست – زیرا چریکهای فلسطینی به تعرض علیه اسرائیل از طریق رخنه یابی از مرزهای مصر و اردن ادامه می دادند و همزمان ارتش سوریه از بلندیهای گولان آبادی های کشاورزی اسرائیل در منطقه شمالی گالیل را هدف آتش باری شدید و خمپاره اندازی قرار می داد و به موازات آن، کشورهای عرب به گردآوری جنگ افزار و تقویت نظامی خود پرداخته بودند.

هنگامی که ارتش مصر به دستور جمال عبدالناصر شمار زیادی از واحدهای جنگی خود را در ماه مه سال ۱۹۶۷ به داخل صحرای سینا فرستاد و به نیروهای ناظر صلح سازمان ملل (که از سال ۱۹۵۷ در این شبه جزیره و در نزدیکی مرز اسرائیل مستقر گردیده بودند) دستور داد مواضع و پاسگاه های خود را ترک گویند، و همچنین تنگه تیران را به روی آمد و شد کشتی های اسرائیلی بست تا رابطه دریائی بین اسرائیل و کشورهای آسیای جنوبی را قطع کرده باشد، و همزمان مصر یک پیمان نظامی با اردن امضا کرد، اسرائیل خود را از هر چهار طرف در محاصره نیروهای دشمن احساس می کرد و امنیت و موجودیت آن به خطر افتاده بود.

از آنجا که مصر با اخراج نیروهای ناظر صلح سازمان ملل از شبه جزیره سینا به تعهداتی که در سال ۱۹۵۶( پس از جنگ سینای) بعهده گرفته بود پشت پا زد و با تمرکز نیرو در شبه جزیره سینا موجودیت اسرائیل را تهدید می کرد، اسرائیل بعنوان یک اقدام پیشگیرانه در ۵ ژوئن ۱۹۶۷ علیه ارتش های مصر ، اردن و سوریه به عملیات نظامی همزمان دست زد.

حمله غافلگیر کننده اسرائیل با انهدام هواپیماهای جنگی مصر و سوریه آغاز گردید. پس از آن، اسرائیل به نیروهای زمینی مصردر جبهه جنوبی حمله برد و به یک پاتک علیه ارتش اردن که قصد ورود به اورشلیم و حمله به خاک اسرائیل را داشت دست زد و چند روز پس از آن نیروهای اسرائیلی در بلندی های گولان به رویاروئی با ارتش سوریه پرداختند.

اسرائیل در یک جنگ شش روزه ارتش های سه کشور همسایه عرب را به زانو درآورد و آتش بس هنگامی برقرار گردید که ارتش اسرائیل سراسر شبه جزیره سینای را به تصرف خود درآورده و بر کرانه غربی رود اردن (که تحت تسلط اردن قرار داشت) مسلط گردید و بلندیهای گولان را از سوریه اشغال کرده بود. بدنبال این پیروزی ها، آبادی های کشاورزی اسرائیل پس از ۱۹ سال از تهدید جنگی ارتش سوریه خارج گردید و رفت و آمد کشتی های اسرائیلی و خارجی از طریق تنگه تیران به بندر ایلات از سر گرفته شد و بخش شرقی اورشلیم (که از سال ۱۹۴۸ در تسلط دولت اردن قرار داشت) آزاد گردید و به غرب آن پیوست

تحول در جامعه اسرائیل

در سال های پیش از جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷ ، اقتصاد اسرائیل با بحران و کم رشدی روبرو بود. ولی پیروزی های جنگ شش روزه، جامعه اسرائیلی را دوباره شکوفا ساخت و موج مهاجرت از اتحاد شوروی و حتی از کشورهای غربی به سوی اسرائیل آغاز گردید و فعالیتهای فرهنگی و هنری رونق دوباره یافت.

ولی همزمان، در برخی جوامع مهاجرین یهودی که از کشورهای آفریقائی شمالی به اسرائیل آمده بودند ناخرسندی هائی بروز کرده و مراحل جذب و ادغام آنها در جامعه اسرائیلی با مشکلات روبرو گردیده بود و برخی خانواده های سنتی نمی توانستند جای شایسته خود را در جامعه مدرن اسرائیلی بیابند و چنین احساس می کردند که سازمان های حکومتی در اسرائیل وجود آنان را نادیده می گیرند و فرهنگ و آداب و رسوم غنی آنان را نمی شناسند و درک نمی کنند و نسبت به آن بیگانگی نشان می دهند.

چنین تصوراتی در افراد این جوامع نوعی احساس تفاوت و تبعیض بوجود آورد که موجب خشم آنان شد و تظاهرات اعتراضی آنها را بوجود آورد و موجب برپائی احزابی گردید که بر پایه قومی و طایفه ای بوجود آمده بودند. ولی همزمان، نسل جدیدی از نویسندگان، شاعران، موسیقی دانان و هنرمندان دیگر در میان این جامعه ناخرسند مهاجران آفریقای شمالی پدیدار شد که مورد استقبال گرم جامعه اسرائیلی قرار گرفتند و به سرعت راه ترقی را پیمودند و در صف مقدم فرهنگ و هنر اسرائیل قرار گرفتند.

شکوفائی اقتصاد و گردشگری

پیروزی شگفت آور اسرائیل در یک جنگ شش روزه که در آن ارتش های سه کشورهمسایه را از پای درآورد، موجب هیجان جهانی گردید و نه تنها مهاجرت یهودیان به سرزمین پدری آغاز شد، بلکه صدها هزار گردشگر یهودی و غیر یهودی از سراسر جهان برای دیدن جاذبه های توریستی و تاریخی و طبیعی اسرائیل به این کشور آمدند.

این دگرگونی ها موجب شکوفائی اقتصاد اسرائیل و ایجاد بازارهای جدید و رونق داد و ستد بازرگانی و سرمایه گذاری گردید.

دانشگاه های اسرائیل بر گنجایش خود برای پذیرفتن دانشجویان بیشتر افزودند و کالج ها و مدارس تحصیلات عالی جدیدی بر پا شد و شمار دانشجویان در این کشور به نحو بیسابقه ای فزونی یافت.

با افزایش جمعیت اسرائیل و بالا رفتن سطح درآمد شهروندان، مردم خواهان تفریح و گردش و استراحت و لذت شدند و از این رو مراکز تفریحی بیشتری برپا گردید و بر شمار تئاترها، سینماها، تالارهای کنسرت و موزه ها افزوده شد.

از یک جنگ به جنگ دیگر

با پایان گرفتن جنگ شش روزه و پیروزی های درخشان آن، سیاست خارجی اسرائیل با یک چالش بزرگ روبرو بود و آن اینکه دستاوردهای نظامی را به یک اهرم سیاسی و بین المللی مبدل کند که با کمک آن و بر اساس قطعنامه شماره ۲۴۲ شورای امنیت سازمان ملل بتواند با همسایگان عرب به صلح برسد. در این قطعنامه حق اسرائیل برای برخورداری از مرزهای امن و قابل دفاع به رسمیت شناخته شده و سیادت وحق حاکمیت و استقلال سیاسی هر کشور منطقه مورد تائید قرار گرفته و گفته شده که هر کشور باید در مرزهای مورد تائید همگان و با برخورداری از صلح و آرامش زیست کند.

ظاهرا” این قطعنامه و مطالب آن به سود همه کشورهای منطقه بود و می توانست پایه و اساس برقراری یک صلح پایدار و همیشگی قرار گیرد. دو ماه پس از پایان جنگ شش روزه (ماه اوت ۱۹۶۷) یک کنفرانس عالی سران در خرطوم (پایتخت سودان) برپا ساختند و قطعنامه ای را با سه بار «نه!» تصویب کردند که به موجب آن، نه حاضر خواهند بود با اسرائیل صلح کنند، نه با این کشور به گفتگوهای صلح خواهند نشست و نه موجودیت اسرائیل را خواهند پذیرفت.

یک سال و سه ماه پس از جنگ شش روزه (سپتامبر ۱۹۶۸) مصر به امید آنکه بتواند اسرائیل را از شبه جزیره سینا بیرون راند، جنگ فرساینده ای را آغاز کرد که شامل آتشباری های متناوب به سوی نیروهای اسرائیلی مستقر در کرانه شرقی کانال سوئز بود. این زدوخوردهای پراکنده به تدریج به یک جنگ مداوم- ولی در ابعاد محدود- مبدل گشت و به هر دو طرف تلفات سنگین جانی وارد کرد. در سال ۱۹۷۰ و پس از دخالت های بین المللی بسیار، جنگ فرساینده به پایان رسید و اسرائیل و مصر پیرامون یک خط جدید آتش بس در طول کانال سوئز به توافق رسیدند.

جنگ یوم کیپور سال ۱۹۷۳

با امضای توافق نامه مذکور، مدت سه سال در طول خطوط آتش بس اسرائیل و مصر آرامش نسبی برقرار بود. ولی در پائیز سال ۱۹۷۳ در یوم کیپور (روزه بزرگ یهودیان- که در آن باورمندان ۲۶ ساعت از خوردن و آشامیدن خودداری میورزند و در کنیساها به نیایش پروردگار می پردازند) ناگهان این آرامش به هم خورد و ارتش های مصر و سوریه با دست زدن به یک حمله همزمان علیه اسرائیل، در جنوب و شمال این کشور جنگ تازه ای را علیه اسرائیل آغاز کردند.

در روز شش اکتبر ۱۹۷۳ ارتش مصر از کانال سوئز گذشت و مواضع اسرائیلی را در شبه جزیره سینا مورد حمله قرار داد، و همزمان ارتش سوریه به مواضع اسرائیلی در بلندی های گولان حمله برد و به پیشروی پرداخت.

ولی با آنکه ارتش اسرائیل غافلگیر شده بود، توانست در ظرف دو روز نیروهای ذخیره خود را بسیج کند و به یک پاتک دست بزند و ارتش های مصر و سوریه را از پیشروی باز دارد و حتی ناچار به عقب نشینی کند.

ارتش اسرائیل در ظرف نبردهائی که سه هفته به درازا کشید توانست مهاجمین را کاملا” عقب براند و ابتکار جنگی را خود به دست گیرد. با آنکه اسرائیل در ابتدا غافلگیر گردیده و تا حدودی ناچار به عقب نشینی شده بود، ولی در ظرف سه هفته، نه تنها توانست به خطوط پیشین باز گردد، بلکه موفق شد جنگ را به آن سوی خطوط برساند: نیروهای اسرائیل در جبهه جنوب، از کانال سوئز گذشتند و وارد خاک اصلی مصر شدند و در جبهه شمال به پیشروی در بلندی های گولان ادامه دادند و در قلب سوریه به پیشروی پرداختند. جنگ یوم کیپور در حالی متوقف شد که نیروهای اسرائیلی در فاصله ۱۱۰ کیلومتری از قاهره (پایتخت مصر) و ۳۲ کیلومتری از دمشق (پایتخت سوریه) قرار داشتند.

با اینهمه، جنگ «یوم کیپور» به روحیه مردم اسرائیل آسیب جدی وارد ساخت و روزهائی نبرد خونین در دو جبهه شمالی و جنوب موجب تلفات زیاد گردید. مذاکرات اسرائیل با مصر و سوریه در شرائط بسیار دشوار به مدت دو سال ادامه یافت و بالاخره به امضای قرارداد جداسازی نیروها انجامید که به موجب آن ارتش اسرائیل حاضر شد به پشت خط های پس از جنگ شش روزه باز گردد. بدنبال این توافق نیروهای اسرائیلی خاک اصلی مصر را ترک گفتند و از دمشق دور شدند و به بلندیهای گولان مراجعت کردند.

اطلاعاتی در مورد کشور اسرائیل

،
close vindow

استخدام خبرنگار و خبرنویس حرفه ای در سایت شهراول

استخدام خبرنگار حرفه ای

در واتس اپ به شماره ۰۹۳۳۷۹۳۱۰۰۳ پیام  دهید