چرا اصلاح‌‌طلبان با نام لاریجانی بازی می‌کنند؟

 اگر بنا‌ بر ‌این باشد که از همین حالا معادلات انتخابات مجلس دهم را بررسی کنیم حتما نمی‌توانیم از یکی از تعیین‌کننده‌ترین مولفه‌ها بگذریم؛ مولفه‌ای به نام علی لاریجانی. او که اکنون به یکی از بازیگران اصلی سیاست ایران بدل شده و در حالی که به مهمترین کرسی پارلمان دهم تکیه زده است به سیاست‌ورزی مشغول است. یک سیاست‌ورزی خاص به سبک یک محافظه‌کار سنتی که هم شباهت‌هایی با اکت‌های دهه هفتاد علی‌اکبر ناطق‌نوری دارد و هم نزدیکی‌هایی با تفکرات این روزهای حسن روحانی و اکبر هاشمی‌رفسنجانی. شاید شلختگی و ‌بی‌سامانی دنیای سیاست اکنون ما همچنان میراث دوران صدارت محمود احمدی‌نژاد باشد که آن‌چنان عمل کرد که مرزبندی‌های بسیاری را به هم ریخت تا چندان تعجب بر‌انگیز و غیر‌قابل باور نباشد که چهره‌های مهمی ‌از اصلاح‌طلبان علم حمایت از ناطق‌نوری را بر سر دست بگیرند و برای علی لاریجانی فرش قرمز تشریفاتی پهن کنند. یا از آن سو رئیس‌جمهوری که سال‌ها عضو سنتی‌ترین تشکل راست‌گرایان بوده، حرف‌های اصلاح‌طلبانه بزند و صدای دست‌زدن‌های بدنه اصلاح‌طلبان گاه و ‌بیگاه شنیده شود. و حالا همین به‌هم‌ریختگی شکلی سیاست‌ورزان است که کار تحلیل را سخت کرده و خیلی از نکات را در ‌هاله‌ای از ابهام نگاه داشته است.

  فیلسوف، سیاستمدار شد
وقتی علی لاریجانی به جای ساختمان پاستور راهی ساختمان مهم خیابان آذربایجان شد تا دبیر شورای عالی امنیت ملی باشد و مهمترین پرونده سیاست خارجی را در دوران محمود احمدی‌نژاد هدایت کند، می‌شد دقیقا دید که چگونه او در حال تبدیل شدن به یک چهره موثر در سیاست ایران است. او البته توانایی ماندن در کنار محمود احمدی‌نژاد را نداشت. راه و رسم سیاست‌ورزی‌اش با رئیس‌جمهور وقت، زمین تا آسمان تفاوت داشت؛ راهی قم شد تا از همان‌جا پارلمانتاریست شود. او برای اینکه نفر اول آن مجلس باشد یک رقیب مهم داشت؛ غلامعلی حدادعادل. رقیبی که البته با پرداختن هزینه هماوردی با محمود احمدی‌نژاد جای خود را به علی لاریجانی داد تا او در قالب ریاست مجلس به ادامه سیاست‌ورزی‌اش بپردازد.
راه و رسم متفاوت علی لاریجانی و محمود احمدی‌نژاد از آنها دو رقیب جدی ساخت که مدت‌ها سیاست ایران را تحت تاثیر خود قرار دادند. سطح این رقابت به آنجا رسید که در یکشنبه تلخ محمود احمدی‌نژاد این حرف‌ها را به علی لاریجانی زد: «نه‌تنها رئیس مجلس بر دولت حاکم شده است، بر کل مجلس هم حاکم شده است. این غلط است، قانون اساسی ما این نیست! اگر بنا بود که رئیس مجلس بر دولت و بر مجلس حاکم بشود، باید او را با رای مستقیم و بجای رئیس‌جمهور می‌گذاشتند. می‌گفتند آقا! مردم مستقیم رئیس مجلس را انتخاب کنند، نه اینکه رئیس‌جمهور را انتخاب کنند… گرچه من نوکر ملت هستم، نوکر همه هستم، نوکر شما هم هستم، اما الان رئیس‌جمهور این کشور هستم. به ملت بگویید رئیس‌جمهوری که می‌خواهید انتخاب کنید این تحت امر رئیس مجلس است! خوب بگذارید ملت رای بدهند. اشکالی ندارد. ولی باید از پایه برویم قانون‌اساسی را اصلاح کنیم یا اگر بناست دیوان عدالت بیاید در انتصابات دولت دخالت کند، به خدا اینها از ما در تاریخ می‌ماند.» او فیلمی‌ از برادر علی لاریجانی را در صحن علنی مجلس منتشر کرد و اتهاماتی را متوجه او ساخت.
سطح مجادله آن‌قدر بالا رفت که لاریجانی در واکنش به اظهارات رئیس‌جمهور وقت گفت: «به‌نظر شما این یک اقدام توطئه‌آمیز علیه رئیس قوه‌مقننه نبود که آقای مرتضوی یکی از بستگان ما را به دفترش دعوت می‌کند و بعد فیلم می‌گیرند؟ پس معلوم است برنامه داشتید مگر الان شما به اتاق‌های ما برای ملاقات می‌آیید ما فیلم می‌گیریم؟ من نمی‌دانم دستگاه آقای رئیس‌جمهور چطور است ولی ما که از کسی فیلم نمی‌گیریم. به‌نظر شما این توطئه‌آمیز نیست که یک‌نفر را صدا می‌کنند بیاید بعد با هم صحبت می‌کنند بعد این را فیلم می‌گیرند؟ پس معلوم است برنامه‌ای داشتید که این فیلم را بگیرید بعد یک روزی مثل اینجا بیایید مثلا علنی کنید.  این کار در سطح یک رئیس‌جمهور است؟ رئیس‌جمهوری که مرتب دیگران را تهدید می‌کند در مورد استیضاح رئیس مجلس را تهدید می‌کند، آقای رئیس‌جمهور! مشکلات کشور این رفتار است. اتفاقا خوب شد که شما مرتب می‌گویید «بگم، بگم»، در کشور بگویم، بگویم راه انداختید، امروز این فیلم را پخش کردید که مردم شخصیت شما را بهتر بشناسند… آقای احمدی‌نژاد! شما تهمت زدید، جوابتان را دادیم، دیگر حق صحبت ندارید. شما در یک جلسه علنی شئونات جمهوری اسلامی را رعایت نکردید، بفرمایید، به سلامت.» دقیقا از همین جاست که تغییرات مهمی ‌در معادلات سیاسی ایران شکل می‌گیرد و علی لاریجانی یک بار برای همیشه تاکتیک چندساله رئیس‌جمهور وقت را که بر پایه افشای اسرار بود از میان بر‌می‌دارد. تاکیتکی که شاید چند سال اهل سیاست ایران را تحت تاثیر خود قرار داده بود. این محافظه‌کار راست‌گرا حالا روزهای مهمی ‌را مقابل خود داشت. او می‌توانست یک بار دیگر شانس خود را برای رفتن به پاستور امتحان کند. لاریجانی از کنار هماوردی با محمود احمدی‌نژاد آن هم در آن سطح بالا خود را به منتقد وضع موجود تبدیل کرده بود و از طرفی می‌توانست فرد مورد حمایت بسیاری همچون اکبر هاشمی‌رفسنجانی و علی‌اکبر ناطق‌نوری باشد. او که ذاتا یک محافظه‌کار است ‌ترجیح داد همچنان رئیس قوه باشد تا اینکه وارد میدانی از بخت‌آزمایی شود که عاقبتش چندان قابل پیش‌بینی نیست. همان‌جا در بهارستان ماند و دید که چگونه حسن روحانی به ریاست‌جمهوری رسید و دیگرانی از اصولگرایان همچون محمد‌باقر قالیباف و علی‌اکبر ولایتی و غلامعلی حدادعادل نتوانستند جانشین احمدی‌نژاد شوند. لاریجانی البته از نتیجه انتخابات ۹۲ راضی بود. او با رئیس‌جمهوری مواجه بود که شباهت‌های زیادی با خودش داشت.
هر‌چند نگاهی به تاریخ یادآوری می‌کرد که او چه زاویه‌هایی با حسن روحانی داشته است. آنجا که لاریجانی در آغاز پذیرش جانشینی روحانی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، انتقادات صریحی نسبت به او مطرح کرده و گفته بود: «روش دیپلماسی سنتی ما در پرونده هسته‌‏ای دیگر جوابگو نیست، چون نخبگان کشور در آن نقشی ندارند. دیپلماسی مدرن به بحث‌‏های کارشناسی اتکا می‌‏کند.» یا آنجا که در جمع دانشجویان دانشگاه شریف در پاسخ به پرسشی در خصوص جمله معروف «در غلتان و آب نبات»، گفت «در آن زمان که آقای روحانی مسئول مذاکرات مسائل هسته‌ای ایران بودند از راه‌هایی استفاده می‌کردند که راه‌های صحیحی برای مذاکره نبود و من مکررا به آنها در خصوص عواقب این گونه مذاکرات هشدار داده‌ بودم که هنوز هم معتقدم در آن زمان «در غلطان را دادیم و آب‌نبات گرفتیم.» او همچنین در پاسخ به سوالی در خصوص اینکه آیا دولت هشتم در مسائل هسته‌ای ایران کوتاهی کرده است یا خیر بار دیگر به‌طور تلویحی سیاست‌های حسن روحانی در دوران اصلاحات را به باد انتقاد گرفت و پاسخ داد: «تمام دولت‌های بعد از انقلاب در خصوص مسائل هسته‌ای ایران بر‌اساس ظرفیت‌ها و شرایط معمولی خود گام‌های مفیدی برداشته‌اند که این گام‌ها در دولت نهم رنگ و حمایت جدی‌تری به خود گرفت و پیروزی‌های اخیر نیز مدیون همین حمایت‌هاست.» حالا اما از آن روزها زمان زیادی گذشته و علی لاریجانی مانند گذشته فکر نمی‌کند. او یک مدافع تمام عیار برای حسن روحانی در تمام ماه‌های دوران صدارتش بوده است؛ از رای اعتماد به وزرا گرفته تا ایام سخت و پر‌ماجرای تصویب برجام در صحن علنی مجلس. کار آنچنان بالا گرفته که خیلی‌ها می‌گویند علی لاریجانی بلاشک موتلف حسن روحانی خواهد بود در انتخابات مجلس دهم.

  یک فریب عجیب و غریب
تصمیم سازان اصلاح‌طلب دیگر مانند گذشته نیستند. این چند سال آنچنان بر آنان سخت گذشته که اکنون از زاویه دیگری به دنیای سیاست رسمی ایران نگاه می‌کنند و آنها که روزی «فشار از پایین و چانه زنی از بالا» و «فتح سنگر به سنگر» را تئوریزه می‌کردند امروز متفاوت شده و می‌گویند رادیکال‌های اصلاح‌طلب راه انتخابات در پیش نگیرند. آن‌سوتر حتی صداهایی بلند کرده‌اند و از ائتلاف با اصولگرایان سخن به میان می‌آورند. اما درست در همین شلوغی است که می‌توان مهره چینی سیاست پیشگان را رصد کرد. اینکه تصمیم سازان اصلاح‌طلب چه در ذهن دارند و چگونه پازل مورد نظرشان را برای انتخابات مجلس دهم می‌چینند.  اکنون که قبل از هر‌کس دیگری انتظار این است که محمدرضا عارف مورد حمایت شان باشد و از همین حالا او را به‌عنوان نامزد مورد‌نظرشان برای سرلیستی و ریاست مجلس مطرح کنند اما آنچنان صداهای متفاوتی شنیده می‌شود که هم از آشفتگی حکایت دارد و هم از یک نقشه از پیش تعیین شده. یک روز نام علی‌اکبر ناطق‌نوری به میان می‌آید، یک روز علی لاریجانی و روز دیگر محمد‌علی نجفی. بی‌پرده و صریح می‌گویند؛ حد عارف تنها می‌تواند ریاست فراکسیون اصولگرایان مجلس باشد و به طعنه و کنایه از توانایی‌های عارف سخن به میان می‌آورند. اما حالا که به تحلیل شرایط پیرامون علی لاریجانی می‌پردازیم باید به این فکر کنیم که چرا تا این اندازه نام این شخصیت اصولگرا بر سر زبان اصلاح‌طلبان افتاده است. آیا این دعوت نامه انتخاباتی و این فرش قرمز از سر قرابت و محبت پدید آمده در این چند سال اخیر است یا آنها طرح دیگری در ذهن دارند؟

  یک تاکتیک دو سویه
علی لاریجانی اگر چه شباهت‌هایی با علی‌اکبر ناطق‌نوری دارد اما برای اصلاح‌طلبان تفاوت‌های زیادی هم در این مورد وجود دارد. آنها با علی لاریجانی زاویه داشته و دل خوشی از او ندارند. آنها همچنان چراغ و هویت را به یاد می‌آورند. پس چه شده که اینگونه به استقبال او رفته‌اند. بهتر است ماجرا را از این زاویه ببینیم؛ آنها می‌دانند که علی لاریجانی با طیف‌هایی از اصولگرایان اختلاف نظر دارد و درست روی همین نقطه سرمایه‌گذاری کرده‌اند. به یک معنا آنها بنا دارند تا با ارسال این کارت دعوت‌ها این زاویه را پررنگ‌تر کرده و به تعبیری با ایجاد فاصله علی لاریجانی را از حمایت اصولگرایان محروم کنند. آنها به‌دنبال ‌بی‌پناه کردن علی لاریجانی هستند. یک سرمایه قابل توجه اصولگرایان در حال سوخت است و این یک سوی ماجراست.  تصمیم‌سازان اصلاح‌طلب می‌خواهند شرایطی پدید آورند که ضمن آن با حاکم کردن آشفتگی و گرفتن زمان، امکان رسیدن به تصمیم واحد را از اصولگرایان گرفته و در همین شرایط به همسان‌سازی نظرات درونی پرداخته و البته با تسویه حساب‌های درون جناحی از دست افرادی چون محمد‌رضا عارف نیز راحت شوند. تبلیغ لاریجانی و در نهایت رها کردن او در لحظه آخر و البته معرفی نامزد نهایی که نزدیکترین فرد به خودشان باشد استراتژی اصلی آنهاست. واقعیت این است که اصلاح‌طلبان راست‌گرا مخصوصا کارگزاران نه عارف را می‌خواهند نه علی لاریجانی را. در این میان یک نکته هم نباید مغفول بماند. علی لاریجانی هم که یک شخصیت اصولگراست باید اکت‌های سیاسی‌اش را به‌گونه‌ای بالانس کند که اصلاح‌طلبان امکان استفاده از این پروژه فریب را از دست بدهند. او باید عنان این یکه تازی را از تبلیغات چی‌های اصلاح‌طلب بگیرد. لاریجانی یک اصولگراست و باید در اردوگاه خود باقی بماند. نکته‌ای هم مورد توجه اصولگراها و هم مورد توجه لاریجانی. این رابطه دو سو دارد.

، ، ، ،
close vindow

استخدام خبرنگار و خبرنویس حرفه ای در سایت شهراول

استخدام خبرنگار حرفه ای

در واتس اپ به شماره ۰۹۳۳۷۹۳۱۰۰۳ پیام  دهید